محمد بن عبد الله بن عمر

130

خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )

به نزديك مدينه رسيد ، يك روز توقف كرديم . چون به مدينه رفتم ، روز ديگر ، اشتر [ كه ] « 1 » سيد ، عليه السلام ، از من خريده بود ، به در مسجد بردم تا تسليم كنم . فرمود : بهاى از بلال بستان واشتر نيز به تو دادم . هر دو بستدم وبه خانه رفتم . وسيد ، عليه السلام ، باز مدينه رفت ، وبقيّت ماه جمادى الأولى وجمادى الآخرة « 2 » ورجب ، در مدينه مقام كرد . وآن‌گه به غزو بدر الآخرة رفت « 3 » . * غزو چهاردهم - غزاى بدر الآخرة در ماه شعبان ، سيد ، عليه السّلام ، به غزو قريش بيرون رفت ، به ميعادي كه [ ميان ] « 4 » سيد ، عليه السلام ، با ايشان در غزاى أحد رفته بود . وسيد ، عليه السلام ، در آن وقت لشكر جمع كرد ، وقصد قريش كرد تا به بدر رسيد ، وفرو آمد . وأبو سفيان ، نيز با لشكر از مكة ، بيرون آمد . وچون استماع كرد كه سيد ، عليه السلام ، به بدر فرو آمده است ، از خوف باز مكة رفت . وسيد ، عليه السلام ، چند روز توقف كرد وباز مدينه رفت « 5 » . غزو پانزدهم - غزاى دومة الجندل سيد ، عليه السلام ، چون از غزو بدر الآخرة بازگرديد ، تا ماه ذيحجه بگذشت ، در مدينه بود . آن‌گه به غزو دومة الجندل « 6 » بيرون شد ، در سال چهارم هجرت « 7 » . وآن قوم كه به جنگ ايشان

--> ( 1 ) . از سيره ، نقل شد . ( 2 ) . در أصل : جمادى الأول وجمادى الآخر ( 3 ) . بنابر قول واقدى اين غزو در ماه محرم سنهء پنجم هجرى قمري اتفاق افتاده وبنابر آنچه در متن عربى ، ج 3 ، ص 213 و 214 ودر شرح مواهب اللدنية از قول ابن إسحاق آمده است جمادى الاولاى سال چهارم هجرى قمري . بنابر قول ابن هشام وواقدى ، عثمان در مدينه نيابت پيغمبر صلعم را داشته است . اين غزو در سيره ، ص 718 - 724 ، آمده است . ( 4 ) . قياسا الحاق شد . در سيره ، ص 724 چنين آمده است : وهم بر آن ميعاد سبق نمود . ( 5 ) . حكايت اين غزو در سيره ، ص 724 - 726 آمده است . ( 6 ) . دومة الجندل در واحه‌اى است كه در شمال جزيرة العرب واقع است . اين واحه ، كه ظاهرا در دو قرن أخير ، آن را جوف ناميده‌اند ، عربستان را به كوه‌هاى حوران ( به فتح أول وسكون ثاني ) وسوريه مرتبط مىسازد . فاصلهء آن كم وبيش از مدينه پانزده روز واز دمشق هفت روز راه است . مستقيم‌ترين طريق از مدينه به دمشق از آنجا مىگذرد . بناهايى سنگى از قديم الأيام در آنجا وجود داشته كه آثار آن تا زمان ما مشهود بوده است . به همين مناسبت آنجا را دومة الجندل ( جندل يعنى سنگ ) ناميده‌اند وبا افزودن اين كلمه اين دومه از دو دومهء ديگر كه يكى در حيره وديگرى در نزديكى دمشق بوده متمايز شده است . در اثر همين تشابه اسمى ، وقايعى را كه در هر يك از آن دو محل ديگر اتفاق افتاده به دومة الجندل نسبت داده‌اند . پيش از اسلام بنى كنانه در اين واحه مىزيسته وبا قبايل ديگرى كه در آنجا تردد مىكرده‌اند به أمور كشاورزى وبازرگانى مىپرداخته‌اند . به مناسبت موقعيت خاص جغرافيايى ، يكى از بازارهاى عمدهء عربستان شمالي در اين محل برپا مىشده است . در زمان پيغمبر صلعم سه غزوه در اين ناحية اتفاق افتاده : يكى در سنهء پنجم هجرى قمري وديگرى در سنهء ششم وسوم در هنگام مراجعت پيغمبر صلعم از غزو تبوك ( - معجم البلدان ودايرة المعارف اسلامى واطلس اسلامى ) . ( 7 ) . كذا به متابعت از سيره ، ص 727 ، سال چهارم . در متن عربى ، ج 3 ، ص 224 ، از قول ابن هشام ودر مغازى واقدى -